fredag 30. mars 2012

رضا پهلوی، پرویز ثابتی، نیو یورکر و جرس !

 پس از مطرح شدن دوباره مطلب نیو یورکر در فضای مجازی که در آن رضا پهلوی متهم به رابطه نزدیک و تنگاتنگ با کارگزاران سابق حکومت پدر خود شده بود، بحث‌های فراوانی‌ در فضای مجازی در این رابطه مطرح شد. در نهایت رضا پهلوی در مصاحبه‌ای با نیک‌آهنگ کوثر اعتراف کرد که قبلان با پرویز ثابتی برخورد و رابطه داشته است، اما ثابتی جزو کادر وی نیست. سایت جرس و برخی‌ رسانه‌‌های دیگر هم با انتشار مطالبی سئوالات و شبهاتی در مورد رابطه رضا پهلوی با پرویز ثابتی مطرح کرده اند که مورد انتقاد شدید طرفداران آقای پهلوی قرار گرفته اند. سوالی که میتواند مطرح باشد این است که چرا آقای پهلوی از یکی‌ از معتبرترین نشریات سیاسی آمریکا به دادگاه شکایت نمیکند؟ در این صورت نیو یورکر مجبور خواهد شد مستندات و مدارک خود را در دادگاه ارائه دهد. و اگر هم نتوانست، رضا پهلوی از این اتهامات تبرئه خواهد شد.

[1]
یک بار در جلسه‌ای ایشان را دیده بودم، و دو بار هم در اوائل جنگ اطلاعاتی از سوی ایشان داده شده بود. اما ایشان جزو کادر من نیستند

onsdag 28. mars 2012

چه کسانی از فیلتر و سانسور در فضای بالاترین بهره می برند / یک پیشنهاد



متاسفانه فیلتر در بالاترین که برای حذف خبرهای غیرواقعی تعبیه شده، برای حذف انتقادات علیه گروههای سیاسی در بالاترین استفاده می شود و عملا امکان انتقاد از گروههای سیاسی را سلب کرده است. چندین بار از گروههای مختلف از جمله طیف های سلطنت طلب و مجاهدین خواسته شد که از منفی گروهی و سیستماتیک پرهیز کنند و فضای نقد را در بالاترین مسدود نکنند ولی توجهی به این موضوع نشد تا اینکه کاربران مستقل مجبور به واکنش و عمل متقابل شدند اما حالا داد همان هایی که مسبب این اوضاع بودند درآمده و رو به مظلوم نمایی آورده و از این فضا شاکی شده اند. به عنوان مثال کافی است سری به لینک های پر بحث در روز گذشته بیندازیم:
تصویر ۱ : لینک های مورد بحث با فیلتر روشن
:



تصویر ۲ : لینک های مورد بحث با فیلتر خاموش:



نتیجه اولی که از مقایسه دو عکس فوق که یکی با فیلتر روشن و دیگری با فیلتر خاموش گرفته شده می توان استنتاج نمود این است که:


     الف-  هفتاد و یک درصد لینک های پربحث فیلتر شده اند که بسیار تاسف برانگیز است.
          ب-     طرفداران سلطنت طلبی با فیلتر کردن سی درصد لینک ها همچنان بیشترین سهم را در فیلتر کردن و سانسور نمودن لینک های مخالف دارند. البته برای درک این موضوع نیاز به این آمارها نبود. امتحان این موضوع خیلی سخت نیست. یک مطلب انتقادی ساده از رضا پهلوی به بالاترین لینک کنید تا ببینید با چه واکنش تندی از سوی طرفداران وی مواجه خواهید شد.
 این در حالی است که دفعه قبلی که طرفداران سلطنت طلبی لینکی را حذف نموده بودند، رضا پهلوی مجبور به واکنش شد و درباره عملکرد طرفدارانش که نسبت به حذف و فیلتر نمودن لینک های مخالف اقدام میکنند مطلبی را نوشت. اما حتی مطلب وبلاگ او نیز تاثیری در این زمینه نداشت. لذا انتظار می رود که این نوع واکنش ها از سطح گفتار فراتر برود و از این پس شاهد فضای بازتری در بالاترین باشیم. ضمنا مدیریت بالاترین نیز باید در این باره تصمیمات جدیدی را اتخاذ کند. یک پیشنهاد می تواند این باشد که اگر حذف فیلتر برایشان ممکن نیست، حالت پیش فرض سیستم به جای فیلتر  روشن  بر روی فیلتر خاموش قرار بگیرد. این پیشنهاد می تواند بخشی از این مشکل را حل کند.

فیلم ترور اسد به نظر تقلبی میاید


 فیلم ترور اسد
به نظر تقلبی میاید. این دو فیلم را باهم مقایسه کنید
.
"ترور ناموفق اسد" آپلود شده در ۲۸ مارچ ۲۰۱۲


اعتراض یک زن سوری به بشار اسد، اپلود شده ۳۰ مارچ ۲۰۱۱

tirsdag 27. mars 2012

شاهزاده رضا پهلوی اسامی اعضای کنگرهٔ ملی‌ را در خارج و داخل کشور اعلام کرد


 ۱  

شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه‌ای بسیار چالشی و موشکافانه در حد تیم ملی‌ با خبرنگار سایت " نیک‌آهنگ نویس " اسامی اعضای کنگرهٔ ملی‌ را در داخل و خارج از کشور اعلام کرد. سخنان جامع و تفصیلی آقای پهلوی از این قرار بود: " بنده بارها اعلام کرده‌ام ! در مصاحبه با آن خبر نگار فضول و بی‌ ادب، علینژاد هم به صراحت عرض کردم ! خارج از کشور کسی برای متحد شدن با من‌ نیست ! اسامی اعضای داخل کشور را هم به دلایل امنیتی نمیتونم اعلام کنم "! از جایی‌ که این پاسخ صریح شاهزاده جای هیچ گونه سوال و کنکاشی باقی‌ نگذاشت، خبر نگار جسور و بی‌ طرف سایت نیک‌آهنگ نویس از ایشان کمال تشکر را ابراز داشتند و تا مصاحبه چاپلوسانه... ببخشید، مصاحبه چالشی دیگر از حضور ایشان مرخص شدند 
!


۱

نیک‌آهنگ کوثر

onsdag 21. mars 2012

میلیون‌ها ایرانی‌ در انتظار صدور فراخوان اعتراضات مدنی و اعتصابات سراسری توسط شاهزاده رضا پهلوی !

از جایی‌ که پس از انتخاب رضا پهلوی به عنوان شخصیت منتخب سال در رادیو فردا، بر همگان ثابت شد که ایشان مورد توجه و عنایت میلیون‌ها ایرانی‌ هستند، از آقای پهلوی خواهش می‌کنیم شکسته نفسی را کنار بگذارند و پس از ۳۴ سال مبارزه و سازماندهی دوستاران سلسله دمکراتیک و مردمی پهلوی، فراخوان اعتراضات و اعتصابات سراسری را هر چه سریعتر صادر کنند. مگر نه اینکه ایشان بر عکس مجاهدین با سرنگونی حکومت توسط حمله نظامی آمریکا و اسرائیل مخالف است؟ پس راه دیگری جز سرنگونی حکومت با توسّل به میلیون‌ها هوادار خود در داخل کشور ندارد. جاوید رضا شاه دوم ! خدا شاه میهن !

mandag 19. mars 2012

آقای پهلوی، ساواک تحت امر و مسئولیت پدر شما جنایت میکرد، لطفا با کلمات بازی نکنید!



رضا پهلوی در گفتگویی با نیک‌آهنگ کوثر در ارتباط با جنایات دوران حکومت پدر خود گفت: " بخش‌هایی که سازمان امنیت فراتر از حیطه مسوولیتش عدول کرده و کارهای خلاف  قانون و حقوق بشر انجام داده، باید محکوم کرد"[۱]. آقای پهلوی چرا با کلمات بازی می‌کنید؟ مگر " چهارچوب قانونی‌ " فعالیت ساواک را کسی‌ جز پدر شما تعیین میکرد؟ مگر ساواک گزارش‌های خود را مستقیم به پدر شما تحویل نمیداد؟ مگر روسای ساواک به حکم کسی‌ جز پدر شما تعیین میشدند؟ مگر کل مملکت و سیستم حکومتی با دستورات و زیر کنترل مستقیم و غیر مستقیم پدر شما اداره نمی‌شد؟ چرا با اینچنین توجیهات بچگانه به شعور مخاطبان خود توهین می‌کنید؟ اگر قلبا به دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد دارید، و شجاعت سیاسی و اخلاقی‌ لازم را در وجود خود احساس می‌کنید، یک بار برای همیشه پدر دیکتاتور خود و جنایات او را محکوم کنید و به این بازی‌ها و تعارفات ۳۳ ساله تان پایان دهید. اگر واقعا این سخنان شما از روی بی‌ اطلاعی است، بروید خاطرات کارگزاران پدر خود را از عمق فساد و جنایت در حکومت پدرتان را مطالعه کنید. بروید خاطرات دکتر بختیار را مطالعه کنید تا از عمق فساد اقتصادی، سو مدیریت و جنایات مأموران تحت امر پدر خود با خبر شوید. 
 چند نمونه از فساد، سومدیریت و جنایت‌هایی‌ که تحت حکومت پدر جنابعالی اتفاق افتاد: " جيمی کارتر در 31 دسامبر 1977 وارد تهران شد: " ايران در يکی از پرآشوبترين مناطق جهان حکم جزيرهٌ ثبات و آرامش را دارد... من برای هيچ يک از سران ديگر دول احساس امتنان عميق و دوستی فوقالعاده ای که نسبت به شاه ايران دارم، احساس نمیکنم. " کدام ثبات؟ در 7 نوامبر 1977 ، بازداشت نخستوزير اسبق امير عباس هويدا. در 8 سپتامبر 1978 ، هفتصد نفر کشته در تهران در جريان جمعهٌ سياه. در 16 اوت 1977 تا 31 دسامبر 1978 آمد و شد دولتهای مختلف و بالأخره شکست ارتشبد ازهاری. و همهٌ اينها، افسوس، تازه آغاز کار بود. 
"... " 
ساواک عليه عناصری که رژيم آنها را نامطلوب تشخيص میداد روشهای مختلفی به کار میگرفت. در اواخر سال 1978 ما در يک روز تعطيل مذهبی در منزل دوستی که باغ بزرگی در کاروانسرا سنگی داشت ضيافتی ترتيب داده بوديم. از تمام طبقات بدون توجه به موقعيت اجتماعی آنها دعوت به عمل آمده بود. تنها مسئله ای که من میتوانم به يقين بگويم اين است که در ميان مدعوين يک کمونيست و يا حتی يک « سمپاتيزان » هم نبود. ما همه در قانونی ترين وضع ممکن دور هم جمع بوديم که ناگهان سر و کلهٌ 400 نفر با لباسهای متحدالشکل نظامی و چماقهای عظيم پيدا شد. اين عده بر سر ما ريختند، بقدر واقع کتکمان زدند، ما را « نوکر اجنبی » ،« خائن » ، « خودفروخته » خواندند و آنچه توانستند شکستند و خراب کردند. جمع ما حدود 1500 زن و مرد را شامل بود که بعضی با اتوبوس و بعضی با بنز 450 به اين محل آمده بودند ولی همه ناگزير پای برهنه و پياده پا به فرار گذاشتند. وقتی من توانستم از گوشه ای خودم را به بيرون برسانم سر راهم صدها جفت کفش يافتم. يکی از دوستان دچار خون ريزی شديد شده بود، يکی ديگر بیحرکت و بیحال در باغ افتاده بود، من حوالی 9 و 30 دقيقه شب از مخفیگاه کوچکمان به راه افتادم و بالأخره وقتی با تاکسی و دستی شکسته به خانه ام رسيدم ساعت يک بعد از نيمه شب بود. هنگامی که به نخستوزيری منصوب شدم فهميدم ژنرالی که اين عمليات را رهبری کرده است چه کسی بوده، ساواک با هلیکوپتر محل را شناسائی کرده بود، و صف آرائی مأمورين عمليات در خور يک جنگ واقعی بود
"...
 (هويدا)
بودجهٌ سری عظيمی در اختيار داشت که از چپ و راست بين اين و آن، از جمله
ملايان پخش میکرد... يکی از روزنامه- نگاران مشهور فرانسوی برای من نقل کرد که

     روزی به ملاقات هويدا میرود و هويدا از او میپرسد: به پول احتياج داري؟ 

و وقتی خبرنگار يکه میخورد، هويدا میگويد 
:
"نه، ناراحت نشويد مسئله اين است که ما 9 ميليارد دلار داريم و نمیدانيم با آن چه کنيم"
اين مرد، که از جمله کسانی بود که شاه به منظور به وجود آوردن نسلی جديد برای
بر پا کردن ايرانی نوين انتخاب کرده بود، يکی از عوامل اساسی و تعيين کنندهٌ وقايعی است
که يکسال پس از سقوط خود او بر ما گذشت. تا قبل از بازداشتش هم شاه به او میگفت
تو بهترين رئيس دولتی هستی که ايران به خود ديده است. میدانی که من چقدر برای تو "

". احترام قائلم و چقدر به تو علاقمندم
...
به منظور افاده فروختن و افزودن به تعداد زمينداران، زمينها را به چنان قطعات"
کوچکی تقسيم کردند که کمتر قطعه ای میتوانست نفعی به صاحبش برساند. روستائيان پس
از يک يا دو سال شوق و شعف ناگزير زراعت را رها کردند و به شهرها روی آوردند

.
جاذبه های زندگی شهری را هم نبايد از ياد برد، اختلاف سطح زندگی ميان يک نفر
روستائی و شهری روز به روز آشکارتر میشد. اگر برای ميزان معينی گندم آمريکائی
2000 

دلار پرداخت میشد, زارع ايرانی در مقابل همان مقدار فقط 700 دلار به دست می
آورد. ديگر کسی به صرافت کشاورزی نمی افتاد، به شهر میآمد و سيگارفروشی میکرد
گله ای که خمينی به دنبال خود به راه انداخت بيشتر از همين کارگران جديد و بی ريشه گرد
آمده بود

.
در آخرين سال سلطنت شاه
هزينهٌ واردات مواد غذائی ايران بالغ بر 8 ميليارد دلار بود، در حاليکه در زمان مصدق ما گندم و 
جو و پنبه و برنج به کشورهای مختلف
منطقهٌ خليج فارس، از جمله به پاکستان و به عراق، صادر میکرديم. البته تعداد جمعيت بالا
رفته بود اما پيشرفتهای صنعتی میتوانست اين ازدياد جمعيت را جبران کند. ما سد
ساختيم، شبکهٌ آبياری بنا کرديم، به کشاورزی مکانيزه روی آورديم ولی هيچ کدام از اين
کارها را متناسب با نياز انجام نداديم و درآمد نفت ما، همانطور که قبلاً اشاره کردم، با
خريد کنکورد و بر پا کردن مراکز عيش به هدر رفت

...." 
جشنهای سال 1971 بهانهٌ غرور فراوان از دستاوردهای اندک را فراهم آورد. من
در اين جشنها شرکت نداشتم، نه میتوانستم لافهائی چنين گستاخانه را تحمل کنم و نه
مضحکه شدنی را که کفاره اش بود. نادرترين چيزها از اقصی نقاط عالم به ايران وارد شد.
صبحانهٌ تاجداران سابق و لاحق توسط آشپزان يکی از گرانترين رستورانهای پاريس

،ماکسيم، تهيه میشد و هر صبح با هواپيما میرسيد. برای چادرهای فاخری که در جای
خود شاهکارهايی صنعتی به شمار میآمد، بهايی گزاف پرداخته شده بود. قصد اين بود که
گذشته را با کمک خياطان و به خصوص کلاه گيسسازان فرانسوی، که خروارها ريش
مصنوعی به ايران صادر کردند، بازسازی نمايند. اين سربازان را با ريش و پشم عاريه بر

  ارابه ها سوار کردند تا از ريش بربرها
که زمانی يونانيان را آنچنان تحت تأثير قرار
داده بود نمايشنامه ای نوين بيافرينند
.
و در همان زمان به روشنی زمزمهٌ از ميان رفتن سلطنت و فرو ريختن بنای آن به
گوش میرسيد. در برابر اين دبدبه و کبکبهٌ رو به افول، جوانان کشور، کشوری که بيش از
نيم جمعيتش زير 20 سال داشت، بیتابی از خود نشان میدادند و ملائی جنونزده از اين
مضحکه برای تهييج فقرا و محرومين و کسانی که به ساز شاه نمیرقصيدند، سوء استفاده میکرد

... 
[۲]

۱
 http://www.khodnevis.org/persian/رسانه‌های-خودمانی/سیاست/17261-با-ثابتی-ارتباطی-ندارم-و-شکنجه-را-کاملا-محکوم-می‌کنم؛-«آلترناتیو.html

۲
http://www.4shared.com/document/ptgMNRG4/_online.html


søndag 18. mars 2012

پوزش نیک‌آهنگ کوثر از طرفداران شاهزاده رضا پهلوی



پس از انتشار یکی‌ از یادداشت‌های چند سال پیش نیک‌آهنگ کوثر،  روزنامه‌نگار و کارتونیست ایرانی‌،  که وی در آن گفته بود "آنچه در برخورد با شاه​پرستان و رضاپرستان یافته​ام این است که هیچ تفاوتی به لحاظ منطق با انصار حزب​الله ندارند" [۱]، وی طی‌ یادداشت دیگری اعلام کرد: " همین الان با رضا پهلوی تمام گرفتم، و ایشان گفتند نخیر، طرفداران من به هیچ وجه مثل انصار حزب‌الله نیستند، بلکه خیلی‌ هم دمکرات و گول و ناز هستند. با این توضیح  شاهزاده رضا پهلوی من به اشتباه خودم پی‌ بردم و بلافاصله طی‌ تماس دیگری با دوستم که این اطلاعات غلط را در مورد طرفداران شاهزاده به من داده بود، او را شدیدا سرزنش کردم. این همان دوستی‌ بود که یک بار دیگر هم در مورد رابطه رضا پهلوی و پرویز ثابتی به من اطلاعات غلط داده بود [۲].  درود بر شاهزاده. جاوید شاه. خدا شاه میهن

۱
 http://nikahang.blogspot.de/2006/03/blog-post_114232326061655281.html 

۲
http://nikahang.blogspot.com/2006/03/blog-post_114379928600969721.html