حسن داعی الاسلام در نوشته اخیر خود حملات شدیدی به زندانی سیاسی، مصطفی تاجزاده انجام داده است. [۱] دلیل آن هم حمایت تاجزاده از کاندیدا شدن محمد خاتمی برای انتخابات ۹۲ بوده است. در اینکه هر کس حق دارد با شرکت در انتخابات و یا هر مساله دیگری مخالف باشد شکی نیست، ولی آیا تاجزاده هم حق دارد نظر سیاسی و بینش خود را از مسائل داشته باشد؟ آیا کسی که یکی از سرسخترین مدافعین آزادیهای سیاسی در طیف اصلاحطلبان بوده و مدت زیادی را در زندان گذرانده و هماکنون نیز با کمردرد و گردن درد همچنان بر مواضع خود ایستاده است، حق ندارد نظر سیاسی خود را بدون اینکه از طرف امثال داعی الاسلام به هزار گناه متهم شود بیان کند؟ آن هم در حالی که کوچکترین امکان دفاعی از خود از پشت میلههای زندان خامنهای ندارد؟ آیا این از انصاف و منطق به دور نیست؟ جناب داعی الاسلام حتا به این هم بسانده نکرده و در پایان نوشته خود به عملکرد اصلاح طلبان کنونی در اوائل انقلاب و خیانت و "بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا" آنان اشاره کرده است. در حالی که طبق معمول کوچکترین اشارهای نمیکند که عملکرد مجاهدین خلق نیز در اوائل انقلاب سرشار از تندروی و افراطگری بود، از حمایت از خمینی [۲] حتا بعد از جنایات وی علیه کارگزاران حکومت شاه و کشتار مخالفین در کردستان و ترکمن صحرا، تا رفتن به عراق قرار گرفتن در کنار صدام جنایتکار ! جناب داعی الاسلام ، آیا کسی حق ندارد نظری مخالف شما داشته باشد؟ کمی انصاف و تحمل نظر مخالف بیاموزید !
lørdag 30. mars 2013
آیا کسی حق ندارد نظری مخالف شما داشته باشد؟
حسن داعی الاسلام در نوشته اخیر خود حملات شدیدی به زندانی سیاسی، مصطفی تاجزاده انجام داده است. [۱] دلیل آن هم حمایت تاجزاده از کاندیدا شدن محمد خاتمی برای انتخابات ۹۲ بوده است. در اینکه هر کس حق دارد با شرکت در انتخابات و یا هر مساله دیگری مخالف باشد شکی نیست، ولی آیا تاجزاده هم حق دارد نظر سیاسی و بینش خود را از مسائل داشته باشد؟ آیا کسی که یکی از سرسخترین مدافعین آزادیهای سیاسی در طیف اصلاحطلبان بوده و مدت زیادی را در زندان گذرانده و هماکنون نیز با کمردرد و گردن درد همچنان بر مواضع خود ایستاده است، حق ندارد نظر سیاسی خود را بدون اینکه از طرف امثال داعی الاسلام به هزار گناه متهم شود بیان کند؟ آن هم در حالی که کوچکترین امکان دفاعی از خود از پشت میلههای زندان خامنهای ندارد؟ آیا این از انصاف و منطق به دور نیست؟ جناب داعی الاسلام حتا به این هم بسانده نکرده و در پایان نوشته خود به عملکرد اصلاح طلبان کنونی در اوائل انقلاب و خیانت و "بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا" آنان اشاره کرده است. در حالی که طبق معمول کوچکترین اشارهای نمیکند که عملکرد مجاهدین خلق نیز در اوائل انقلاب سرشار از تندروی و افراطگری بود، از حمایت از خمینی [۲] حتا بعد از جنایات وی علیه کارگزاران حکومت شاه و کشتار مخالفین در کردستان و ترکمن صحرا، تا رفتن به عراق قرار گرفتن در کنار صدام جنایتکار ! جناب داعی الاسلام ، آیا کسی حق ندارد نظری مخالف شما داشته باشد؟ کمی انصاف و تحمل نظر مخالف بیاموزید !
torsdag 28. mars 2013
قابل توجه کسانی که میگویند ۹۰ روز اعتصاب غذا غیر ممکن است !
مهدی خزعلی در اعتراض به حبس غیر قانونی و ظالمانه خود و به دلیل ایستادگی در برابر خواست بازجویان مبنی بر برائت جستن از رهبران جنبش سبز ۹۰ روز است در اعتصاب غذا به سر میبرد. برخی با این ادعا که ۹۰ روز اعتصاب غذا غیر ممکن است ادعا میکنن اعتصاب وی حقیقت ندارد. لازم است خدمت این افراد به نمونه ای از اعتصاب غذاهای طولانی اشاره شود تا روشن شوند. به تایید رسانههای اسراییلی چند زندانی فلسطینی ۳ ماه در اعتصاب غذا بوده اند. [۱] در کوبا دو اعتصاب غذای شاخص در مطبوعات به ثبت رسیده است. گیلرمو فاریناس، یکی از مخالفان برجسته دولت کاسترو اعتصاب غذای ۱۳۴ روزه خود را تنها زمانی شکست که دولت شروع به آزادکردن زندانیان سیاسی کرد. او در ۲۲ اعتصاب غذا شرکت داشت از جمله یک اعتصاب هفت ماهه در بخشی از مبارزات مخالفان برای داشتن اینترنت آزاد. [۲]
عسکراولادی سر عقل آمده، آیا حکومت هم سر عقل خواهد آمد؟
پس از دو سال حصر و حبس ظالمانه و غیر انسانی رهبران جنبش سبز، یکی از چهرههای شاخص حکومت با اظهارات اخیر خود ثابت کرد که بازداشت خانگی موسوی و کروبی به معضل بزرگی برای حکومت خامنهای تبدیل شده است و خواستار " باز شدن قفل" و حل مساله آنان شده است. [۱] این میتواند به این معنی باشد که عسکراولادی که یکی از مهرههای با نفوذ و نزدیک به شخص خامنهای است بالاخره سر عقل آمده است. سوال اینجاست که آیا خامنهای و حکومتش هم سر عقل خواهند آمد و تحت فشار تنشهای روز افزون درون حکومتی و غیر قابل حل، رشد روز افزون فجایع اقتصادی و مدیریتی در کشور و فشارها و انزوای بی سابقه جهانی، حاضر به قبول واقعیت میشود؟ واقعیتی که ثابت کرده است حکومت وی با دیکتاتوری لجام گسیخته فردی که به زور داغ و درفش بر گرده ملت ایران تحمیل کرده است، هر روز بیشتر دچار بحران و فرو رفتن در منجلاب خودساخته میشود؟ واقعیتی که تنها راه برون رفت از آن تن دادن به به خواست دیرینه مردم ایران و آزادی زندانیان سیاسی و به رسمیت شناختن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت و کشور خود است؟
onsdag 27. mars 2013
برای تو دهنی زدن به خامنهای باید از هر فرصتی استفاده کرد!
بحث انتخابات با نزدیک شدن به خرداد ۹۲ در حال بالا گرفتن است، بخشی مدافع تحریم و بخشی مدافع شرکت. استدلال اصلی مدافعین تحریم این است که به درستی میگویند با وجود شورای نگهبان، نظارت استصوابی و حاکمیت ولایت فقیه این انتخابات عادلانه و آزاد نیست. اما در میان حامیان شرکت در انتخابات بخشی دیده میشوند که با وجود قبول نداشتن سیستم حکومتی و انتخاباتی، حاضرند در انتخابات شرکت کنند و به عنوان مثال حتا از شخصی مثل مشایی حمایت کنند: فقط برای تو دهنی زدن به خامنهای و رای دادن به کسی که مورد پسند وی نیست! نکته قابل تامل در این میان این است که این نوع شرکت در انتخابات قبل از اینکه بخواهد کوچکترین مقبولیتی برای مشایی و باند احمدی نژاد داشته باشد، شدت منفوریت علی خامنهای را در جامعه به نمایش میگذارد. کسی که بدون شک با دیکتاتوری فردی و لجام گسیخته خود، مسئول اصلی تمام جنایات و دزدیها و فجایع ایجاد شده توسط وابستگان به حکومت در دو دهه اخیر ایران بوده است.
mandag 25. mars 2013
زندانیان در حال جان دادن، بالاترین در حال حذف کردن موضوع داغ !
صالح مرادی، کسری نوری و مهدی خزعلی در زندان و در اعتراض به ظلم و ستمی که به آنان روا شده است تا حد مرگ اعتصاب غذا کرده اند و هر لحظه باید منتظر خبر جان باختن آنان باشیم، اما بالاترین موضوع داغی که هیچ مشکل قانونی به آن وارد نیست را حذف میکند ! این رسمش نیست ! این از انسانیت و وجدان به دوره ! واقعا برای بالاترین متأسفم !
tirsdag 19. mars 2013
به جای حمله به اصلاحطلبان راه حل ارائه دهیم
اخباری مبنی بر تلاش بخشی از اصلاح طلبان برای ترغیب محمد خاتمی به حضور در انتخابات ۹۲ منتشر شده است [۱] و ۴۶ نفر از مشاوران خاتمی تحلیلی از شرایط کشور و " باید و نبایدها " را ارائه داده اند. [۲] جدا از اینکه شرکت در انتخابات عملی درست یا غلط باشد و اینکه محمد خاتمی در نهایت حاضر به نامزدی شود، از یک سوال نباید غافل شد: راه حل چیست؟ هموطنانی که به هر دلیل مخالف مواضع اصلاح طلبان هستند، چه پیشنهادی برای برون رفت از وضعیت فاجعه بار کنونی در اختیار دارند؟ در این نزدیک به چهار سالی که از سرکوب اعتراضات مردمی ۸۸ میگذرد چه اقدام عملی انجام شده و در شرایط فعلی چه برنامه مشخصی برای به میدان آوردن مردم و ایجاد تحول و برقراری دموکراسی در کشور را پیشنهاد میکنند؟
onsdag 13. mars 2013
کاربران خودشون قضاوت کنن
از طرف بالاترین برای من تذکر ایمیلی اومده. در صورت تعلیق حسابم، در این پست وبلاگم تذکرات بالاترین رو میارم تا کاربران خودشون قضاوت کنن.
Abonner på:
Innlegg (Atom)
