در پی بازتابهای گسترده جهانی "مستند رضا شاه"، ساخته شبکه تلویزیونی "من و تو"، و تبدیل شدن یک شبه رضا شاه به رضا گاندی، خاندان فرانسیسکو
فرانکو، دیکتاتور پیشین اسپانیا، سفارش "مستند ژنرال فرانکو" را به این شبکه تلویزیونی ارسال کرد. سخنگوی خاندان فرانکو ضمن تایید این خبر اعلام کرد: " خاندان ژنرال فرانکو فقید، پس از دیدن "مستند رضا شاه" و پی بردن به این
حقیقت
که به قتل
رساندن
مخالفین به هیچ عنوان
جنایت
به حساب نمیآید، بلکه جزو طبیعی روند "انضباط و
سخت گیریهای
نظامی" محسوب میشود، تاکید کردند:
ژنرال فقید
نیز فقط اندکی "انضباط و سختگیریهای نظامی" علیه جمعی کمونیست بی وطن به خرج دادند، و هرگز مرتکب هیچ جنایتی نشده اند.
این حقیقت بزرگ باید هر چه سریعتر
با
ساخت
یک فیلم مستند کاملا حرفهای و بیطرفانه
به اطلاع افکار عمومی برسد تا یک بار برای همیشه لقب ناجوانمردانه و ددمنشانه دیکتاتور از کنار اسم
این ابرمرد تاریخ اسپانیا
محو شود." این سخنگو همچین تایید کرد، از جایی که "مستند ژنرال فرانکو" باید به زبان اسپانیولی تهیه شود و نه فارسی، حاضر خواهند بود هر مبلغی که خاندان پهلوی و یا حامیانشان بابت ساخت "مستند رضا شاه" پرداخته اند را، دوبرابر بپردازند! هنوز هیچ واکنشی از سوی تلوزیون "من و تو" به این خبر صورت نگرفته است.
onsdag 31. juli 2013
mandag 29. juli 2013
ماهاتما گاندی رسما از گاندی بودن استعفا داد !
عکسی گاندی وار از رضا شاه سابق، رضا گاندی کنونی
پس از پخش "مستند رضا شاه" از تلویزیون "من و تو" ماهاتما گاندی، رهبر جنبش استقلال طلبی هندوستان و نماد جهانی تفکر نفی خشونت، بیانیهای از دیار باقی منتشر کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: " بنده همیشه تصور میکردم رضا شاه مخالفین سیاسی خود را با شیوههای مختلف به قتل میرسانده است، ولی پس از مشاهده "مستند رضا شاه" ناگهان متوجه شدم که تحت تاثیر تبلیغات موذیانه و بسیار مخوف بیبیسی این تصور غلط در من ایجاد شده بود و حکومت ایشان حتا یک منتقد و مخالف سیاسی را هم نکشته است." وی ادامه میدهد: "من آنچنان برآشفته شدم و دلم به حال مظلومیت رضا شاه سوخت که از این پس رسما از گاندی و سمبل تفکر نفی خشونت بودن استعفا داده، و لقب خود را به رضا شاه تقدیم مینمایم. باشد که از این پس جهانیان از او با نام واقعی و شایسته مرامش یاد کنند: رضا گاندی"!
søndag 28. juli 2013
نیکلای چائوشسکو: " تشکر قلبی از شبکه جهانی من و تو"!
نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور سابق رومانی، پس از مشاهده "مستند رضا شاه" با انتشار پیام تشکر ویژهای از آن دنیا اعلام کرد: "سالها بود که پس از مرگ جانگداز و سرنوشت غم انگیزی که مردم نمکنشناس کشورم برایم رقم زدند، از خود میپرسیدم که آیا من میتوانستم دیکتاتور نباشم؟ آیا خطایی مرتکب شدم؟". وی ادامه داد: "با دیدن " مستند رضا شاه " پاسخ سوال چندین و چند ساله خود را یافتم. من هیچ گناهی نداشتم و هیچ مسئولیتی متوجه من نیست. چرا که همانند ایران زمان رضا شاه، کشور من نیز بسیار عقب مانده و در محاصره کشورهای دیکتاتوری و زورگو بود. من هم تلاش کردم با دست خالی ( بلکه دست خالیتر از رضا شاه، چرا که او درآمد نفتی داشت، و من نه! ) با ساختن بیمارستان و جادّه و به روز کردن سیستم اداری و پلیسی ، تجهیز و گسترش ارتش و با سواد کردن مردمم، کشورم را مدرن کنم. آری، من میدانستم که دیکتاتور بودم، اما اکنون فهمیدم که من دیکتاتور خوبی بودم. و رسیدن به این درک بسیار عمیق و تعیین کننده را من فقط به فقط مدیون یک چیز هستم: شبکه جهانی من و تو و مستند تاریخ ساز رضا شاه."!
خمینی: "از این به بعد هر کس به دیکتاتوری زمان من انتقاد کند، تو دهنش میزنم"!
پس از پخش "مستند رضا شاه" از تلویزیون "من و تو" که در آن در توجیه نبود دموکراسی و دیکتاتور بودن رضا شاه تاکید شد "در دوره رضا شاه، در کل آسیا یک دموکراسی هم برای نمونه پیدا نمیشد"، روحالله خمینی از آن دنیا اعلام کرد: " لاکن زمان دیکتاتوری من هم در هیچکدام از کشورهای همسایه ایران، بیشتر اروپا و آسیا و کل آفریقا و آمریکای جنوبی یک دموکراسی هم برای نمونه پیدا نمیشد. از این به بعد هر کس به دیکتاتوری زمان من انتقاد کند، تو دهنش میزنم"!
lørdag 27. juli 2013
سانسور ناشیانه جنایات و دزدیهای رضا شاه در تلویزیون "من و پهلوی"
تلویزیون "من و تو" که بعد از مصاحبه طولانی با فرح پهلوی (البته نام آن را مستند گذشت ! و کاری جز تلاشی مضحک برای تطهیر حکومت دیکتاتوری شاه از وطن فروشی ها، فساد مالی و جنایت انجام نداد) اکنون فیلم تبلیغاتی دیگری ساخته است تا رضا شاه را هم، که جنایتکار و دزد بودنش [۱] [۲] بر کمتر کسی پنهان است, تطهیر و بلکه به مقام "پدر ایران نوین" ارتقا دهد! البته باز کمی انصاف به خرج داد و همانند بسیاری از پهلویست ها، رضا شاه را "پدر ملت ایران" ننامید! البته باید تاکید کرد که کمتر کسی هم منکر ساختن راه آهن و دانشگاه تهران و دیگر اقدامات عمرانی در زمان رضا شاه است، ولی مساله آن است که بسیاری از دیکتاتورها این قبیل اقدامات را برای کشورهای خود انجام دادند، از هیتلر و موسولینی گرفته تا صدام و قذافی! ولی این اقدامات هیچ چیز از جنایتکاری و سؤ مدیریت دیکتاتورها در سایر زمینهها کم نمیکند. شاید تنها شانسی که ایران و مردم ایران آوردند، این بود که رضا شاه نتوانست همانند آلمان و ایتالیا و ژاپن ارتش آنچنان قوی به وجود بیاورد، اگر نه به جای تسلیم رضا شاه و ارتشش به متفقین، شاید همانند آلمان شاهد جنگی ویرانگر و تجزیه کشور میبودیم.
[۱]
دکتر عباس میلانی:
"متاسفانه این مساله را رضا شاه داشت که از لحاظ مالی نادرستی های بسیار جدی داشت. به گفته ی خود دولت فروغی، که برگزیده و برگمارده رضا شاه بود، وقتی که رضا شاه رفت، ۴۰% کل نقدینگی مملکت در حساب های شخصی خود او بود."
http://www.youtube.com/watch?v=63Lyr26HbRs&feature=youtu.be&t=4m12s
[۲]
احمد احمدی، معروف به پزشک احمدی ، شکنجهگر حکومت رضا شاه ، که با تزریق آمپول هوا و آمپول های سمی، مخالفان و منتقدان حکومت را به قتل میرساند.
http://fa.wikipedia.org/wiki/احمد_احمدی_(پزشک)
خدیجه دختر ۱۳ سالهی باهوش و مهربان که با پدر انس و الفتی ویژه داشت، روزی که در کنار ساختمان زندان شهربانی دیدار پدر را انتظار میکشید، ناگهان او را طنابپیچ و دست و پا بسته، اسیر دست ماموران خاکی پوش رضاشاه کبیر میبیند، که کشانکشان به سوی سرنوشتی میبرندش، که پیش از او بر سر بسیاری دیگر نیز آمده بود، و خبرش در شهر سایهای از خوف و خطر دستگاه رضاخانی را گسترده بود. خدیجه بر سر و روی خود میزند و باحالتی زار و رنگ پریده و هوش و حواس از دست داده به خانه برمیگردد، دیدار وضع رقتبار پدر و شوک روانی حاصل از این دیدار هیچگاه خدیجه را رها نساخت. دخترک، برای تمام عمر از دست رفت. او دیگر هرگز از بستر بیماری برنخاست!
روح و روان لطیف کودکانهی خدیجه، دختر شاد و زرنگ دکتر مصدق، که با رفتار خشن و بیرحمانهی ماموران زندان شهربانی رضا شاه خراشیده بود، به این سادگی قابل ترمیم نبود. او که بر اثر این شوک، به بیماری حاد اعصاب و روان مبتلا گردید، مداوایش در تهران بینتیجه ماند و به سفارش پدر، دخترک را برای درمان راهی آسایشگاهی در سوئیس میکنند. او عمری در کنار بیماران روانی به سر میکند ولی هیچ وقت تصویر طناب پیچ شدهی پدر را فراموش نمیکند و به حالت طبیعی باز نمی گردد.
https://3rahejomhoori.wordpress.com/2011/11/08/zendaniane-seyasi/?preview=true
fredag 26. juli 2013
جناب مصباح ! آیا آن زمانی که مردم تو و همدستانت را به قدرت رساندند هم بی با بصیرت بوند؟
مصباح یزدی بار دیگر با توهین به ملت ایران، مردم را به " بی بصیرتی" متهم کرده است ! [۱] البته این اولین بار نیست که این فرد فرصت طلب و انسان ستیز اینچنین افاضاتی را مطرح میکنند. او در گذشته نیز طی یک سخنرانی مردم را از داشتن هر گونه حقی در برابر "ولی فقیه" محروم اعلام کرده بود ! [۲] باید از وی پرسید، آیا مردم در سال ۵۷ هم که تو و همدستانت را به قدرت رساندند بی بصیرت بودند؟ آیا زمانی که از شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی و با خدا و بی خدا فوج فوج در جنگ علیه ارتش صدام شرکت میکردند تا تو و همفکران مفت خورت در کمال امنیت و آرامش زندگی انگلی خود را بگذرانید نیز "بی بصیرت" بودند؟ یا فقط وقتی بر خلاف نظر تو و همفکرانت حرکتی انجام دهند "بی بصیرت" میشوند؟
Abonner på:
Innlegg (Atom)






